در این درس میخواهیم با اصطلاحات و عبارات بسیار کاربردی در زمینه کار، شغل، محیط کاری و پیشرفت حرفهای آشنا شویم. این واژگان برای کسانی که در محیطهای کاری فعالیت دارند، به دنبال شغل هستند یا میخواهند درباره مسائل کاری صحبت کنند، ضروری است.
۱. انواع شغل و شرایط کاری
nine-to-five
معنی: شغل با ساعت کاری معمولی (۹ صبح تا ۵ بعدازظهر)
مثال:
It's hard to work a nine-to-five job with young children.
(کار کردن با ساعت کاری معمولی وقتی بچههای کوچک داری سخت است.)
dead-end job
معنی: شغل بنبست (بدون آینده و امکان پیشرفت)
مثال:
I’m studying so I don’t have to get a dead-end job.
(من درس میخوانم تا مجبور نشوم یک شغل بنبست بگیرم.)
۲. تجربه و مهارتهای کاری
hands-on experience
معنی: تجربه عملی، تجربه مستقیم و کاری
مثال:
Our employees have hands-on experience.
(کارمندان ما تجربه عملی دارند.)
hold a position
معنی: یک سمت شغلی داشتن
مثال:
Have you ever held a position in management?
(آیا تا به حال در مدیریت سمتای داشتهای؟)
۳. شروع، پیشرفت و اتمام کار
take off
معنی: ناگهان موفق شدن، رونق گرفتن (در حرفه)
مثال:
My career took off after that big deal.
(حرفهام بعد از آن معامله بزرگ رونق گرفت.)
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است