لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت دردآور ، دو دو سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر
کودکان بر بام ، دختران بنشسته بر روزن ، مادران غمگین کنار در .
کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته ، خلق چون بحری برآشفته به جوش آمد خروشان شد
به موج افتاد . غرش بگرفت ومردی چون صدف از سینه بیرون داد : "منم آرش!"...
داستان :"آرش کمانگیر"
نویسنده : سیاوش کسرایی
خوانش : سعید کمیجانی
دوست عزیز. ممنون میشیم اگه به مشکلی برخوردید از طریق ایمیل یا آیدی تلگرام برای ما ارسال کنید تا همکاران فنی ما در اسرع وقت برطرفش کنند
عکس یادگاری
3.0K
8 سال پیش
آنیون گفت خوب خوردی ؟ خانم معلم به اونم یه جریمه نوشتنی داد. آنیون به قدری جا خورد که حتی گریه هم نکرد. خانم معلم شروع کرد به یکی یکیمون جریمه دادن . هممون می بایست یه عالمه جریمه می نوشتیم. دست آخر ب...
آنیون گفت خوب خوردی ؟ خانم معلم به اونم یه جریمه ن...
11:09
3.0K
8 سال پیش
11:09
کوچه شماره 5
2.6K
8 سال پیش
امروز دیگر حتما می پرسم تا کی می توانم هر روز صبح ببینمش . به چشم های سبزش نگاه کنم و هیچ نگویم.چیزی به سر کوچه نمانده است . ماشین را کنار می زنم . توی آینه نگاهی به خودم می اندازم . قرآن روی داشبورد ...
امروز دیگر حتما می پرسم تا کی می توانم هر روز صبح ...
08:44
2.6K
8 سال پیش
08:44
سال اسپاگتی
2.9K
8 سال پیش
سال 1971 بعد از میلاد مسیح سال اسپگتی بود. آن سال اسپگتی می پختم تا زندگی کنم. و زندگی می کردم تا اسپاگتی بپزم. بخاری که از قابلمه بر می خواست مایه مباهات من بود و سس گوجه فرنگی که داخل تابه قل قل می ...
سال 1971 بعد از میلاد مسیح سال اسپگتی بود. آن سال ...
15:55
2.9K
8 سال پیش
15:55
مثل آب برای شکلات
3.7K
8 سال پیش
یکی بود یکی نبود
برای اولین بار در زندگیشان تیتا و پدرو توانستند آزادانه نرد عشق ببازند. سال های سال مجبور بودند همه گونه احتیاط به جا آورند. مبادا کسی آن ها را ببیند. مبادا کسی به آن ها مشکوک شود. م...
یکی بود یکی نبود
برای اولین بار در زندگیشان تیتا ...
09:55
3.7K
8 سال پیش
09:55
کسی شبیه تو
2.9K
8 سال پیش
داستانی راجع به یک رابطه سرد
ساعت از 2 گذشته بود که با زنگ تلفنت از خواب پریدم. می گم ساعت 2 چون دقیقا قبل از ورداشتن گوشی تلفن به ساعت دیوار رو به روی تختخواب نگاه کردم . راستش منتظر تلفنت نبودم ....
داستانی راجع به یک رابطه سرد
ساعت از 2 گذشته بو...
13:16
2.9K
8 سال پیش
13:16
یک جفت ژیگولو
3.4K
8 سال پیش
ژیگولو بودن تجربه عجیبیه . مخصوصا اگر ژیگولوی خوبی نباشی
خونه ما دو طبقه بود. طبقه بالا کمستاک بالدین زندگی می کرد و طبقه پایین من با دورین. خونه یه جای قشنگی توی تپه های هالیوود ساخته شده بود. زن ها...
ژیگولو بودن تجربه عجیبیه . مخصوصا اگر ژیگولوی خوبی...
17:34
3.4K
8 سال پیش
17:34
حکایت های محله امیریه
3.1K
8 سال پیش
کوچه ما دو سو داشت . آن سوی دیگرش جور دیگری بود. حکایت همسایه جدید، حکایتی دیگر از آن سوی کوچه ماست. آن تکه قناص حیاط گَل و گشاد خانه سرهنگ ، در نوسازی تبدیل شد به خانه ای نقلی و 45 متری . هنوز رنگ د...
کوچه ما دو سو داشت . آن سوی دیگرش جور دیگری بود. ح...
13:57
3.1K
8 سال پیش
13:57
دخترا پیتزای داغ دوست دارن
3.3K
8 سال پیش
علیرضا یه اس ام اس رو برای هر سه تا دختر فرستاده بود. یه تایی توی ماشین سونیا نشسته بودن و پیتزا می خوردن . نوشته بود : بیا دوتایی به ماه نگاه کنیم . پیتزاها داغ و برشته بودن . دخترها با هر گاز دهنشون...
علیرضا یه اس ام اس رو برای هر سه تا دختر فرستاده ب...
13:53
3.3K
8 سال پیش
13:53
خرچنگ های بلوری
2.7K
8 سال پیش
چند بار صدای آسانسور به گوشم رسید . بالاخره رفتم کنار در آسانسور.کسی داخلش نبود. مدتیست دائم فکر می کنم تلفن زنگ می زند. گوشی را که بر می دارم صدای بوق آزاد می آید. هیچ کس پشت خط نیست و من چرا فکر می ...
چند بار صدای آسانسور به گوشم رسید . بالاخره رفتم ک...