امروز دیگر حتما می پرسم تا کی می توانم هر روز صبح ببینمش . به چشم های سبزش نگاه کنم و هیچ نگویم.چیزی به سر کوچه نمانده است . ماشین را کنار می زنم . توی آینه نگاهی به خودم می اندازم . قرآن روی داشبورد را می بوسم . مصمم پا روی پدال گاز فشار می دهم پیش به سمت کوچه شماره 5 ...
داستان "کوچه شماره 5"
نویسنده و خوانش : آنیتا روان بخش
سال 1971 بعد از میلاد مسیح سال اسپگتی بود. آن سال اسپگتی می پختم تا زندگی کنم. و زندگی می کردم تا اسپاگتی بپزم. بخاری که از قابلمه بر می خواست مایه مباهات من بود و سس گوجه فرنگی که داخل تابه قل قل می ...
سال 1971 بعد از میلاد مسیح سال اسپگتی بود. آن سال ...
15:55
2.9K
8 سال پیش
15:55
مثل آب برای شکلات
3.7K
8 سال پیش
یکی بود یکی نبود
برای اولین بار در زندگیشان تیتا و پدرو توانستند آزادانه نرد عشق ببازند. سال های سال مجبور بودند همه گونه احتیاط به جا آورند. مبادا کسی آن ها را ببیند. مبادا کسی به آن ها مشکوک شود. م...
یکی بود یکی نبود
برای اولین بار در زندگیشان تیتا ...
09:55
3.7K
8 سال پیش
09:55
کسی شبیه تو
2.9K
8 سال پیش
داستانی راجع به یک رابطه سرد
ساعت از 2 گذشته بود که با زنگ تلفنت از خواب پریدم. می گم ساعت 2 چون دقیقا قبل از ورداشتن گوشی تلفن به ساعت دیوار رو به روی تختخواب نگاه کردم . راستش منتظر تلفنت نبودم ....
داستانی راجع به یک رابطه سرد
ساعت از 2 گذشته بو...
13:16
2.9K
8 سال پیش
13:16
یک جفت ژیگولو
3.4K
8 سال پیش
ژیگولو بودن تجربه عجیبیه . مخصوصا اگر ژیگولوی خوبی نباشی
خونه ما دو طبقه بود. طبقه بالا کمستاک بالدین زندگی می کرد و طبقه پایین من با دورین. خونه یه جای قشنگی توی تپه های هالیوود ساخته شده بود. زن ها...
ژیگولو بودن تجربه عجیبیه . مخصوصا اگر ژیگولوی خوبی...
17:34
3.4K
8 سال پیش
17:34
حکایت های محله امیریه
3.1K
8 سال پیش
کوچه ما دو سو داشت . آن سوی دیگرش جور دیگری بود. حکایت همسایه جدید، حکایتی دیگر از آن سوی کوچه ماست. آن تکه قناص حیاط گَل و گشاد خانه سرهنگ ، در نوسازی تبدیل شد به خانه ای نقلی و 45 متری . هنوز رنگ د...
کوچه ما دو سو داشت . آن سوی دیگرش جور دیگری بود. ح...
13:57
3.1K
8 سال پیش
13:57
دخترا پیتزای داغ دوست دارن
3.3K
8 سال پیش
علیرضا یه اس ام اس رو برای هر سه تا دختر فرستاده بود. یه تایی توی ماشین سونیا نشسته بودن و پیتزا می خوردن . نوشته بود : بیا دوتایی به ماه نگاه کنیم . پیتزاها داغ و برشته بودن . دخترها با هر گاز دهنشون...
علیرضا یه اس ام اس رو برای هر سه تا دختر فرستاده ب...
13:53
3.3K
8 سال پیش
13:53
خرچنگ های بلوری
2.7K
8 سال پیش
چند بار صدای آسانسور به گوشم رسید . بالاخره رفتم کنار در آسانسور.کسی داخلش نبود. مدتیست دائم فکر می کنم تلفن زنگ می زند. گوشی را که بر می دارم صدای بوق آزاد می آید. هیچ کس پشت خط نیست و من چرا فکر می ...
چند بار صدای آسانسور به گوشم رسید . بالاخره رفتم ک...
15:05
2.7K
8 سال پیش
15:05
یک شب گرم
3.2K
8 سال پیش
یادم نیست چند سال پیش بود شاید 15 یا 20 سال پیش . من توی خونم نشسته بودم . یک شب گرم تابستونی کسل کننده از خونه زدم بیرون و اومدم توی خیابون. از وقت شام گذشته بود و بیشتر مردم توی خونه هاشون نشسته بود...
یادم نیست چند سال پیش بود شاید 15 یا 20 سال پیش . ...
10:15
3.2K
8 سال پیش
10:15
مرد مرده افتاده بود کنار پیاده رو
2.7K
8 سال پیش
مرد مرده بود افتاده بود کنار پیاده رو . مردم جمع شده بودند دورش. گفت بیا بریم . ایستادم . آستینم را کشید که بیا برویم . ماندم .
مردم جمع شده بودند. کسی گفت یکی زنگ بزنه به پلیس . کسی زنگ نزد. چند نف...
مرد مرده بود افتاده بود کنار پیاده رو . مردم جمع ش...