• 1 ماه پیش

  • 0

  • 11:19
توضیحات

اگر بخواهیم این بخش را با همان نگاهی که قبلاً در مورد ابله محله داشتیم بخوانیم، بوبن در واقع دربارهٔ «بازاریابی» حرف نمی‌زند؛ او دربارهٔ خطر گم کردن خویشتن سخن می‌گه

در ظاهر، مرد بازاریاب به نوجوان درس موفقیت می‌ده: برای فروش باید به محصولت ایمان داشته باشی، با تمام وجود خودت را درگیر کنی و حتی به صحرانشینان ماسه بفروشی. اما پشت این سخنان نوعی وارونگی نهفته است. مرز میان «آنچه هستی» و «آنچه می‌فروشی» از بین می‌ره. انسان دیگر ارزش ذاتی نداره، خودش تبدیل به کالا می‌شه.

بوبن نوجوانی را نشان می‌ده که هنوز هدف و معنای زندگی خود را پیدا نکرده . در چنین وضعیتی، انرژی، شور و نیاز او به تعلق داشتن، به جای آنکه صرف کشف خویشتن بشه،، در خدمت ماشین فروش قرار می‌گیره. . او یاد می‌گیره، به جای زندگی کردن، خود را عرضه کنه؛ به جای یافتن حقیقت، متقاعد کردن دیگران را بیاموزه.

عبارت «فروش کاری عاشقانه است» نیز دوپهلوست. عشق در معنای اصیلش ما را به سوی دیگری می‌بره، اما اینجا عشق به ابزاری برای نفوذ و فروش تبدیل شده . گویی تمام احساسات انسانی باید در خدمت معامله قرار بگیره.

در نهایت، این بخش نقد جهانی است که در آن موفقیت با توانایی فروختن تعریف می‌شه، جهانی که انسان را وادار می‌کنه پیش از هر چیز، خودش را به بازار عرضه کنه. برای بوبن، این یکی از تراژدی‌های دوران مدرن است: نوجوانی که هنوز نمی‌داند کیست، یاد می‌گیرد چگونه خود را بفروشد.

خلاصه در یک جمله: این بخش نشان می‌ده چگونه انسانی که هنوز هویت خود را نیافته، به تدریج یاد می‌گیره به جای «بودن»، «فروخته شدن» را محور زندگی خود قرار بده و خویشتن را به یک کالا تبدیل کنه.

آهنگ پایانی : ترانه wine &harp از آلبوم Shiraz 40 Year Oldگروه

Dangshow


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads