«شاید یکی لباسِ آدمیت را از تن برکند و نامِ "جان" بر خود نهاد...»
در اپیزود هفدهم "حیجان"، نیما شهسواری ما را به سیرکی متفاوت میبرد. اجرایی که در آن نه مربی هست و نه تازیانه، اما حیوانات با بازسازیِ دردهای خود، از شلاق و اتاقِ بازیابی تا ذبح و اسارت، وجدانِ تماشاگران را به بند میکشند. "نمایش جان" نه برای خندیدن، که برای گریستن و شستنِ لکهی ننگِ «انسانمحوری» از پیشانیِ تاریخ است.
روایتی از بیداری در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books/
#نیما_شهسواری #کتاب_صوتی_حیجان #نمایش_جان #نقد_سیرک #حقوق_حیوانات #بیداری #جان #برابری #جهان_آرمانی
اولین نفر کامنت بزار
آیا «ادب» به ابزاری برای خودسانسوری تبدیل شده ا...
چرا آزادی در برخی نظامها پلکانی است؟ آیا میتو...
«من عطرِ زندگی را در جانِ او چشیدم...»
آیا دموکراسی عددی میتواند حقیقت را قربانی کند؟...
«به رودِ خون که جاری بود از پیش... همهجان در د...
در عصر «فهم سریع» و «زیست فوری»، آیا هنوز فضایی...
«همه جان بودند؛ نه انسان، نه حیوان... همه طالب ...
در قسمت پایانی ویژهبرنامه «نقد لیبرالیسم و کمو...
«پوستِ تنم را بر پایِ تو دیدهام...»
...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است