«پوستِ تنم را بر پایِ تو دیدهام...»
در اپیزود دوازدهم از مجموعه کتاب صوتی حیجان، نیما شهسواری شکوهِ یک بزمِ اشرافی را به کابوسی بیدارکننده بدل میکند. جایی که شالِ راسو و کفشِ مار به سخن میآیند تا از ترسِ گلوله و دردِ کنده شدنِ پوست بگویند. "خونپوش" روایتِ زنی است که در اوجِ زیبایی، بوی خونِ تنپوشش را حس میکند و از میانِ نگاههای هوسآلودِ آدمیان به سوی حقیقتِ "جان" میگریزد.
روایتی تکاندهنده از بیداریِ وجدان در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books/
#نیما_شهسواری #کتاب_صوتی_حیجان #خون_پوش #نقد_تجمل #حقوق_حیوانات #پوست_طبیعی #بیداری_وجدان #جان #جهان_آرمانی
اولین نفر کامنت بزار
در عصر «فهم سریع» و «زیست فوری»، آیا هنوز فضایی...
در قسمت پایانی ویژهبرنامه «نقد لیبرالیسم و کمو...
«نای ماندنم نیست، مرا دریاب...»
در قسمت چهارم از ویژهبرنامه «نقد لیبرالیسم و ک...
«به دندان میکشی جانی که تن بود؛ به دردی میدری...
در قسمت سوم از ویژهبرنامه «نقد لیبرالیسم و کمو...
«شلاق را سوزاند، دگر تازیانه نبود، تیمار بود......
در قسمت دوم از ویژهبرنامه «نقد لیبرالیسم و کمو...
«اگر طالب زندگی هستی، به دردهایم چشم ندوز و از ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است