«به دندان میکشی جانی که تن بود؛ به دردی میدری، دردش چه کم بود؟»
در اپیزود دهم از مجموعه کتاب صوتی حیجان، نیما شهسواری ما را به میانه یک بزم شبانه میبرد. جایی که صدای خنده، بوی شراب و عطرِ کباب، فریادِ برهای را خفه کرده است که روزی با شادی در دشت میجهید. "بزم خون" مرثیهای است برای کودکانِ جهانِ حیوان و هشداری به انسانی که لذتِ جویدن را بر حرمتِ جان ترجیح داده است.
روایتی عریان از حقیقتِ سفرههای ما در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books/
#نیما_شهسواری #کتاب_صوتی_حیجان #بزم_خون #گیاهخواری #حقوق_حیوانات #نقد_توحش #جان #اخلاق_زیستی #جهان_آرمانی
اولین نفر کامنت بزار
«شلاق را سوزاند، دگر تازیانه نبود، تیمار بود......
در قسمت دوم از ویژهبرنامه «نقد لیبرالیسم و کمو...
«اگر طالب زندگی هستی، به دردهایم چشم ندوز و از ...
در قسمت ششم و پایانی ویژهبرنامه «از پهلوی تا ج...
«همه رحمت در این انسان نبودا؛ چنین دیوی زمین دن...
«دستکم بگویید تقاص کدامین گناهِ کرده و ناکرده ...
در چهارمین قسمت از ویژهبرنامه «از پهلوی تا جمه...
«همه آزاد و آزار از جهان دور...»
«او را زودتر ببر؛ با دیدن این صحنه کودکانمان آز...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است