«من عطرِ زندگی را در جانِ او چشیدم...»
در اپیزود شانزدهم از مجموعه کتاب صوتی حیجان، نیما شهسواری داستانی از قلبِ فاجعه روایت میکند. "تقلا" واکاویِ درونیِ سگی امدادگر است که علیرغم بازوی شکسته و قلادهی لرزان، برای یافتنِ جانی در دلِ خاک، مرگ را به بازی میگیرد. این داستان، یادی است از تمامِ قهرمانانِ خاموشی که در میانِ آوارها، بویِ امید را جستوجو میکنند.
روایتی از ایثارِ فراتر از گونهها در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books/
#نیما_شهسواری #کتاب_صوتی_حیجان #تقلا #سگ_امدادگر #قهرمانان_خاموش #ایثار #حقوق_حیوانات #جان #جهان_آرمانی
اولین نفر کامنت بزار
چرا آزادی در برخی نظامها پلکانی است؟ آیا میتو...
«به رودِ خون که جاری بود از پیش... همهجان در د...
در عصر «فهم سریع» و «زیست فوری»، آیا هنوز فضایی...
«همه جان بودند؛ نه انسان، نه حیوان... همه طالب ...
در قسمت پایانی ویژهبرنامه «نقد لیبرالیسم و کمو...
«پوستِ تنم را بر پایِ تو دیدهام...»
...
«نای ماندنم نیست، مرا دریاب...»
در قسمت چهارم از ویژهبرنامه «نقد لیبرالیسم و ک...
«به دندان میکشی جانی که تن بود؛ به دردی میدری...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است