بعضی آدمها خیلی قوی به نظر میان چون هر بار که شکسته ان دوباره ایستاده ان و سر پا شدن.
اما یک سؤال مهم وجود داره: آیا رنج این فرد ترمیم شده، یا فقط یاد گرفته درد را تحمل کند؟
در این اپیزود، با روایت زندگی سرنا ویلیامز، از پشتِ قدرت، موفقیت و قهرمانی عبور میکنیم و به جایی میرسیم
که تابآوری دیگر یک شعار نیست، بلکه یک سازوکار عصبی–روانی است.
این اپیزود درباره ادامه دادن نیست؛ درباره فهمیدن این است که چه زمانی دوام آوردن، خودش تبدیل به فرسودگی میشود.
اگر فکر میکنی قوی بودنت هزینه داشته، این اپیزود برای توست.
اولین نفر کامنت بزار
در سال ۱۹۹۵، مردی به مطب دکتر راماچاندران مراجع...
گاهی رابطهها نه از دعوا میشکنن، نه از خیانت…<...
اگر همین الان یک ببرِ گرسنه وارد اتا...
تا حالا پیش اومده وقتی تنها میشی با خودت، دلت ن...
اگر ۳۰ ثانیه فرصت داشتید تا دنیا را نجات ...
خستگی هیجانی یعنی وقتی ذهن و بدن تحت فشار طولان...
مرزبندی از «نه گفتن» شروع نمیشود؛ از جایی آغاز...
گاهی ذهن ما نه با «فکر»، بلکه با تحریف واقعیت م...
کافکا از عشق میترسید، چون برای ذهن زخمی، صمیمی...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است