غزلیات حافظ - غزل 44
در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل است
صُراحیِ مِیِ ناب و سَفینهٔ غزل است
جَریده رُو که گُذَرگاهِ عافیت، تَنْگ است
پیاله گیر که عُمرِ عزیز، بیبَدَل است
نه من ز بیعَمَلی، در جهان، مَلولَم و بَس
مَلالَتِ عُلما هم ز عِلْمِ بیعَمَل است
به چَشْمِ عَقْل در این رَهْگُذارِ پُرآشوب
جهان و کارِ جهان، بیثُبات و بیمَحَل است
دلم، امیدِ فراوان به وَصْلِ رویِ تو داشت
ولی اَجَل به رَهِ عمر، رَهْزَنِ اَمَل است
بگیر طُرِّهٔ مهچهرهای و قِصِّه مَخوان
که سَعْد و نَحْس ز تأثیرِ زُهْرِه و زُحَل است
خلل پذیر بود هر بنا که می بینی
مگر بنای محبت که خالی از خلل است
به هیچ دور نخواهند یافت هُشیارش
چُنین که «حافظِ» ما، مَسْتِ بادهٔ اَزَل است
با صدای : صفیه اصلانی (صفا)
https://instagram.com/safa_aslani
انتشار:
اولین نفر کامنت بزار
غزلیات حافظ - غزل 43
کُنون که ...
غزلیات حافظ - غزل 42
صَحنِ بُ...
غزلیات حافظ - غزل 41
حالِ دل ب...
غزلیات حافظ - غزل 40
اگر چه با...
غزلیات حافظ - غزل 39
اَلْمِنّ...
غزلیات حافظ - غزل 38
باغِ مرا ...
غزلیات حافظ - غزل 37
بی مِهرِ ...
غزلیات حافظ - غزل 36
تا سرِ ز...
غزلیات حافظ - غزل 35
بیا که ق...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است