داستان شب

یک کاف بی سرکش

با صدای پگاه عباس پور

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

374 بازدید

1 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

یک کاف بی سرکش

با صدای پگاه عباس پور

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

یک کاف بی سرکش

با صدای پگاه عباس پور

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

یک کاف بی سرکش

با صدای پگاه عباس پور

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

توضیحات

نامه زنی به شوهر الکلی اش
نوشته است حالا از شب تا صبح بنشین به قول خودت آب حیات بزن . رفیعی و بنان گوش کن و مزخرف بنویس . زن و بچه می خواهی چه کار ؟ ما هم بالاخره یه خاکی به سرمان می ریزیم. کی میداند از مردی فقط بوی تن مردها را داری . از خرج و برج خانه که خبر نداری ! داری ؟! ...
داستان "یک کاف بی سرکش"
نویسنده : سعید عباس پور
خوانش : پگاه عباس پور

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 یک کاف بی سرکش 14:06 رایگان پخش

نظرات

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.