قصههای شفاهی که تا امروز دوام آوردهاند میراث فرهنگی، هنری و خیالپردازی اجداد ما هستند. باید آواها، معناها و روایتهای جانسختی باشند که هنوز از خلال قرنها بر زبان آدمها جاری میشوند. ما در این پادکست برخی از آنها را که بازماندهاند، انتخاب و برای شما نقل میکنیم.این پایان ماجرا نخواهد بود. از فصل چهارم یعنی از اپیزود 125 به بعد، دربارۀ کارکردها، مضامین، ویژگیهای زبانی، هنجارها و ناهنجاریها و در برخی موارد ریشههای اساطیری این قصهها صحبت خواهیم کرد. گاهی ویژگیهای فرهنگی و فکری ساکنان این سرزمین از میان کلمات این قصهها بهتر قابل ردیابی و شناسایی است تا از خلال ابیات شاهنامه، رباعیات خیام، بوستان یا گلستان سعدی. پس این شما و این خیال و اندیشۀ اجداد عوام ما.www.giyomebaz.ir
Heliya
2 ماه پیشفوقالعاده بود. ممنون از شما بابت این قصه. اولین بار این داستانو از مادربزرگم شنیدم. چندتا از شعرایی که توی پادکست شنیدم رو با گویش گیلکی برام خوند ولی متاسفانه کامل یادش نبود. خیلی خوشحال شدم اشعارشونو حتی شده به فارسی کامل شنیدم. موفق باشید💫
BRAND_USER
2 ماه پیشسلام ممنون بابت قصه ی غریب و شاه صنم بعد از ۴۰ سال شنیدن قصه ای که مادر بزرگم تعریف میکرد حس خوبی داشت🙏 نکته ای بود که لازم دیدم بگم ،نسخه ی ارمنی و پایان داستان؛ که فکر میکنم پایان زیباتر و درستری است شما در اول داستلن از تار غریب میگویید ولی دیگر اشاره ای نمیکنید. در نسخه ی ارمنی ،ساز عریب فقط در دست او صدا میکرد و وقتی که او به سفر رفت دیگر کسی نتوانست ان را بنوازد. روزی که از سفر برمیگردد،از مادر پیر و نابینای خود خواهش میکند از تار استفاده کند،مادرش میگوید تا حالا کسی نتوانسته بنوازد اگر میتوانی بر دار و بنواز. غریب تار را بر داشته و به خوبی و زیبایی مینوازد ، در ان حال مادرش میفهمد که نوارنده پسرش است و اهالی هم با شنیدن صدای ساز غریب ،به دیدن او میروند و غریب و شاه صنم با هم عروسی میکنند
BRAND_USER
2 ماه پیشمناسب کودکان نیست فقط راوی انگار داره برا خوردسالا تعریف میکنه با اون لحن کودکانش
BRAND_USER
2 ماه پیشآدم دلش برا گرگه میسوزه انگار جای بره و گرگ عوض شده بود😅😅💔 خیلی قشنگ بود😍😍😍
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است