عنوان داستان: عشق ممنوعه در پادگان متروکه کردستان | عاشقانهای میان سرباز و دختر جنتصور کن در پادگانی دورافتاده در دل کوهستانهای کردستان خدمت میکنی؛ جایی که شبهایش با صدای زوزه باد و سکوت سنگین کوه...
عنوان داستان: عشق ممنوعه در پادگان متروکه کردستان ...
24:02
0
3 ساعت پیش
24:02
پیرزنِ مرموز کنار دریای خزر موجودی که نیمهشب به سراغشان آمد
3
1 هفته پیش
دو دوست جوان برای چند روز تفریح و دور شدن از هیاهوی زندگی، راهی شمال میشوند. همهچیز در ابتدا عادی و آرام است؛ ساحل، صدای امواج و یک شب زیبا در کنار دریای خزر...اما نیمههای شب، اتفاقی میافتد که هیچ...
دو دوست جوان برای چند روز تفریح و دور شدن از هیاهو...
24:17
3
1 هفته پیش
24:17
خاطرات ترسناک دایی حسین
0
1 هفته پیش
دایی حسین، پیرمردی حدود هشتاد ساله و خوشصحبت است که برای مدتی به شهر آمده و مهمان خواهرزادهاش و خانواده چهار نفره او میشود.یک شب، وقتی صحبت از گذشته و خاطرات دوران جوانی به میان میآید، دایی حسین ش...
دایی حسین، پیرمردی حدود هشتاد ساله و خوشصحبت است ...
19:05
0
1 هفته پیش
19:05
داستان صوتی
0
1 هفته پیش
«شب روایان»؛ جایی برای شنیدن داستانهای ترسناک، رازآلود و ماجراهایی که شاید باور کردنشان آسان نباشد.در هر قسمت، شما را به دل اتفاقات مرموز و تاریک میبریم؛ از روستاهای دورافتاده و بیابانهای خاموش گرف...
«شب روایان»؛ جایی برای شنیدن داستانهای ترسناک، را...
18:38
0
1 هفته پیش
18:38
Shab Ravayan
0
1 هفته پیش
جوانی برای مدتی راهی روستایی دورافتاده میشود؛ روستایی که در نگاه اول آرام و معمولی به نظر میرسد، اما خیلی زود متوجه میشود مردم آنجا از اتفاقاتی عجیب و ناشناخته حرف میزنند.در همان روستا با پیرمردی ...
جوانی برای مدتی راهی روستایی دورافتاده میشود؛ روس...