عنوان داستان: عشق ممنوعه در پادگان متروکه کردستان | عاشقانهای میان سرباز و دختر جن
تصور کن در پادگانی دورافتاده در دل کوهستانهای کردستان خدمت میکنی؛ جایی که شبهایش با صدای زوزه باد و سکوت سنگین کوهها میگذرد و سربازها از اتفاقات عجیبی حرف میزنند که هیچکس جرئت نمیکند دربارهشان با صدای بلند صحبت کند...
یک سرباز جوان، در دوران خدمتش با دختری مرموز روبهرو میشود؛ دختری که زیباییاش با هیچکس قابل مقایسه نیست، اما رازی هولناک را در وجودش پنهان کرده است. با گذشت زمان، میان این سرباز و دختر غریبه عشقی شکل میگیرد که فراتر از مرزهای دنیای انسانهاست.
اما دختر، آن کسی نیست که سرباز تصور میکند...
او از دنیایی دیگر آمده؛ دنیایی که قوانین خودش را دارد و عشق میان انسان و جن، بهایی سنگین میطلبد.
این عشق عجیب، سرباز جوان را با اتفاقاتی روبهرو میکند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهند. آیا عشق میتواند فاصله میان دو جهان را از بین ببرد؟ یا سرنوشت از همان ابتدا تصمیم دیگری برای آنها گرفته است؟
داستانی وهمآلود، عاشقانه و پر از راز؛ درباره عشقی که شکل گرفت، اما سرانجام به وصال نرسید...
🎧 این داستان را تا پایان گوش کنید و اگر به داستانهای ترسناک، ماورایی و عاشقانههای تلخ علاقه دارید، همراه «شب روایان» بمانید.
#داستان_ترسناک #داستان_جن #داستان_عاشقانه #پادگان_متروکه #شب_روایان
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است