دایی حسین، پیرمردی حدود هشتاد ساله و خوشصحبت است که برای مدتی به شهر آمده و مهمان خواهرزادهاش و خانواده چهار نفره او میشود.
یک شب، وقتی صحبت از گذشته و خاطرات دوران جوانی به میان میآید، دایی حسین شروع به تعریف ماجرایی عجیب و ترسناک میکند؛ اتفاقی که سالها پیش، زمانی که جوانی روستایی بود و با اسب رفتوآمد میکرد، برای خودش و چند نفر دیگر رخ داده بود.
اما این خاطره، یک خاطره معمولی نیست...
ماجرا از جایی آغاز میشود که دایی حسین در یکی از شبهای تاریک، در مسیر بازگشت با اتفاقی روبهرو میشود که هنوز بعد از گذشت دهها سال، وقتی آن را به یاد میآورد، لحن صدایش تغییر میکند.
اگر به داستانهای ترسناک، خاطرات واقعینما، اتفاقات ماورایی و روایتهای قدیمی روستایی علاقه دارید، این اپیزود را تا پایان گوش کنید؛ چون چیزی که دایی حسین آن شب دید، هرگز از ذهنش پاک نشد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است