هزار و یک شب

© Rabt
    1
    میانگین پخش
    14
    تعداد پخش
    0
    دنبال کننده
    شب سیزدهم_هزار و یک شب
    • 1

    • 20 ساعت پیش
    این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت دوم، یعنی سرگذشت شاه‌زاده‌ای است که عفریت او را میمون کرده است. فضای قصه با استعاره‌ی مسخ، نبرد جادویی دگردیسی‌ها و عشق فداکار دختر جادوگر ساخته می‌شود و سرانجام، ن...
    این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت دوم، یعنی سرگذ...
    11:21
    • 1

    • 20 ساعت پیش
    11:21
    حکایت شب دوازدهم _ هزار و یک شب.
    • 1

    • 21 ساعت پیش
    گدای دوم، شاهزاده‌ای است که در راه هند گرفتار راهزنان و سپس عفریتی می‌شود که معشوقه‌اش را در زیرزمین زندانی کرده است. او با کنجکاوی و دست‌زدن به طلسم، دختر را به کشتن می‌دهد و خود به میمون بدل می‌شود....
    گدای دوم، شاهزاده‌ای است که در راه هند گرفتار راهز...
    12:17
    • 1

    • 21 ساعت پیش
    12:17
    شب یازدهم_هزار و یک شب
    • 1

    • 1 روز پیش
    این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت اول از قصه‌های تو در توی هزار و یک شب است: شاه‌زاده‌ای با یک چشم کور که به گدایی افتاده، با گفتن سرگذشتش از مرگ رها می‌شود، و مضمونش این است که گناه نهان از چشم خدا...
    این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت اول از قصه‌های...
    09:03
    • 1

    • 1 روز پیش
    09:03
    شب دهم_هزار و یک شب
    • 1

    • 1 روز پیش
    «سه خاتون بغدادی» حکایتی است دربارهٔ آزمون صبر و رازداری. سه خواهر ثروتمند از میهمانان خود قول می‌گیرند دربارهٔ آنچه می‌بینند نپرسند، اما حمال و میهمانان ناشناس، از جمله امیر بغداد، این پیمان را می‌شک...
    «سه خاتون بغدادی» حکایتی است دربارهٔ آزمون صبر و ر...
    11:02
    • 1

    • 1 روز پیش
    11:02
    شب نهم _ هزار و یک شب
    • 1

    • 2 روز پیش
    این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت اول از قصه‌های تو در توی هزار و یک شب است: شاه‌زاده‌ای با یک چشم کور که به گدایی افتاده، با گفتن سرگذشتش از مرگ رها می‌شود، و مضمونش این است که گناه نهان از چشم خدا...
    این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت اول از قصه‌های...
    07:33
    • 1

    • 2 روز پیش
    07:33
    شب هشتم_هزار و یک شب
    • 1

    • 2 روز پیش
    سلطان در قصری جوانی را می‌بیند که نیمی از تنش سنگ است. جوان می‌گوید همسرش جادوگر بود، او را سنگ کرد و مردم شهرش را به ماهی تبدیل کرد. سلطان غلام سیاه و زن را می‌کشد و جادو را باطل می‌کند. دو کشور یکی ...
    سلطان در قصری جوانی را می‌بیند که نیمی از تنش سنگ ...
    09:52
    • 1

    • 2 روز پیش
    09:52
    شب هفتم_هزار و یک شب
    • 1

    • 2 روز پیش
    ماهیگیر عفریت را دوباره از خمره آزاد می‌کند و عفریت به پاداش او را به برکه‌ای با ماهیان چهار رنگ می‌برد. پادشاه ماهی‌ها را می‌خرد، اما هنگام سرخ‌کردن، دختری و بعد غلامی سیاه از دیوار بیرون می‌آید و تا...
    ماهیگیر عفریت را دوباره از خمره آزاد می‌کند و عفری...
    10:34
    • 1

    • 2 روز پیش
    10:34
    حکایت شب ششم_هزار و یک شب
    • 1

    • 3 روز پیش
    ملک یونان به وزیر حسودش گوش می‌دهد و تصمیم می‌گیرد حکیم رویان بی‌گناه را بکشد، هرچند حکایت‌های سندباد و شاهین و بازرگان و طوطی هشدار می‌دهند که شتاب و بدگمانی به پشیمانی می‌رسد. حکیم برای نجات جانش کت...
    ملک یونان به وزیر حسودش گوش می‌دهد و تصمیم می‌گیرد...
    10:19
    • 1

    • 3 روز پیش
    10:19
    حکایت شب پنجم _هزار و یک شب
    • 1

    • 3 روز پیش
    حکیم رویان پادشاه یونان را از بیماری پوستی‌اش شفا می‌دهد: چوب چوگانی را که دسته‌اش دارو دارد به او می‌دهد و بعد از بازی و گرمابه، لک‌ها از بین می‌روند. پادشاه او را غرق انعام می‌کند و حکیم همه را به ف...
    حکیم رویان پادشاه یونان را از بیماری پوستی‌اش شفا ...
    11:21
    • 1

    • 3 روز پیش
    11:21
    شب چهارم_هزار و یک شب
    • 1

    • 3 روز پیش
    ماهیگیری پیر و تنگدست در یک روز چهار بار تور انداخت و سه بار چیزی جز خر مرده و گل و بطری شکسته نیافت. بار چهارم خمره‌ای مُهرشده از سلیمان گرفت و عفریتی که هزار و صد سال در آن اسیر بود بیرون آمد و خواس...
    ماهیگیری پیر و تنگدست در یک روز چهار بار تور انداخ...
    12:37
    • 1

    • 3 روز پیش
    12:37
    شب سوم_هزار و یک شب
    • 1

    • 3 روز پیش
    در این حکایت، پیرمرد دوم برای عفریت تعریف می‌کند که دو سگ همراهش برادران ناسپاسش بوده‌اند. آن دو او را به دریا انداخته بودند، اما پریِ دریایی او را نجات داد و برادران را به شکل سگ درآورد. عفریت یک‌سوم...
    در این حکایت، پیرمرد دوم برای عفریت تعریف می‌کند ک...
    11:59
    • 1

    • 3 روز پیش
    11:59
    شب دوم _ هزار و یک شب
    • 1

    • 3 روز پیش
    در این بخش، پیر فرزانه به عفریت می‌گوید که غزالِ همراهش همسر حسود اوست. این زن پسر او و مادرش را جادو کرده بود و دختر شبان طلسم را شکست و همسر را به شکل غزال درآورد، پس عفریت یک‌سوم از خون بازرگان را ...
    در این بخش، پیر فرزانه به عفریت می‌گوید که غزالِ ه...
    11:59
    • 1

    • 3 روز پیش
    11:59
    شب اول _هزار و یک شب
    • 1

    • 3 روز پیش
    بازرگانی هستهٔ خرما را می‌اندازد و ناخواسته پسر عفریتی را می‌کُشد؛ با یک سال مهلت برمی‌گردد، و پیری با غزالی داستان خود را می‌گوید تا از خونش بگذرند. داستان پیر این است که زنش کنیز و پسرش را با جادو گ...
    بازرگانی هستهٔ خرما را می‌اندازد و ناخواسته پسر عف...
    12:35
    • 1

    • 3 روز پیش
    12:35
    مقدمه - هزار و یک شب
    • 1

    • 4 روز پیش
    این قصه آغاز هزار و یک‌شب است. شاه‌زَمان و شَهرْباز، دو برادر پادشاه، به همسرانشان بدگمان می‌شوند و از شاهی دل می‌کنند و راهی بیابان می‌شوند. در راه با خیانت زنی روبه‌رو می‌شوند که دست غولی اسیرش کرده...
    این قصه آغاز هزار و یک‌شب است. شاه‌زَمان و شَهرْبا...
    12:27
    • 1

    • 4 روز پیش
    12:27
    shenoto-ads
    shenoto-ads