در فصل پانزدهم، روند درمان کاترین به مرحلهای بسیار آرام و روشن میرسد. او دیگر نهتنها از زندگیهای گذشته، بلکه از ارتباط مستقیمتر با استادان سخن میگوید. اینبار پیامها کمتر حول رنج و کارماست و بیشتر بر معنای زندگی و هدف حضور در زمین تمرکز دارد.
استادان توضیح میدهند که زندگی زمینی همچون مدرسهای است که روح برای یادگیری عشق، مهربانی، و همدلی در آن حضور مییابد. رنجها، چالشها و حتی روابط دشوار، همه بخشی از طرحی بزرگتر هستند.
یکی از عمیقترین پیامها این است:
«هر عملی که با عشق انجام شود، حتی کوچکترینش، ارزشمندتر از بزرگترین کارهای بدون عشق است.»
کاترین پس از این جلسه احساس آرامش و سبکی بیشتری دارد و دکتر وایس هم به این نتیجه میرسد که شفای واقعی زمانی رخ میدهد که بیمار به این آگاهی برسد که روحش جاودانه است و هدفی فراتر از این زندگی دارد.
اولین نفر کامنت بزار
در فصل چهاردهم، جلسات هیپنوتراپی کاترین به نقطه...
در فصل سیزدهم، کاترین به یکی از مهمترین زندگی...
در فصل دوازدهم، جلسات هیپنوتراپی کاترین به سطحی...
در فصل یازدهم، جلسهای دیگر از هیپنوتراپی کاتری...
در فصل دهم، روند جلسات هیپنوتراپی ادامه دارد و ...
ر فصل نهم، روند هیپنوتراپی کاترین وارد مرحلهای...
در فصل هشتم، روند درمان کاترین ادامه دارد، اما ...
در فصل هفتم، کاترین بار دیگر وارد یکی از زندگی...
در فصل ششم، دکتر وایس عمیقتر به بررسی تجربهها...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است