در فصل دوازدهم، جلسات هیپنوتراپی کاترین به سطحی آرامتر اما ژرفتر وارد میشود. او در این جلسه وارد یک زندگی گذشته متفاوت میشود که در آن نقش انسانی معمولی را دارد؛ بدون حادثه خاص، اما با تأملات درونی زیاد. این فصل بیشتر بر فضای بین زندگیها متمرکز است تا خود زندگی فیزیکی.
در این فضا، استادان باز هم پیامهایی ارائه میدهند — اما اینبار پیامهایی عمیقتر درباره عشق، پذیرش، و درک قوانین جهان. آنها توضیح میدهند که بسیاری از رنجهای انسانها از نپذیرفتن آن چیزی است که هست. اگر انسانها بتوانند با نگاهی آرام، متواضع و پذیرا با رویدادهای زندگی برخورد کنند، مسیر رشد روحیشان سریعتر و هموارتر خواهد بود.
در بخشی از پیام استادان آمده است:
«وظیفهی ما قضاوت نیست، بلکه تجربه و یادگیریست. اگر عشق را در دل نگهدارید، حتی تاریکی هم تبدیل به معلم میشود.»
این فصل نوعی بازتاب آرام و درونی از فصلهای پرحادثه قبل است؛ مکثی برای تفکر دربارهی معنای واقعی عشق، بخشش و پذیرش.
اولین نفر کامنت بزار
در فصل یازدهم، جلسهای دیگر از هیپنوتراپی کاتری...
در فصل دهم، روند جلسات هیپنوتراپی ادامه دارد و ...
ر فصل نهم، روند هیپنوتراپی کاترین وارد مرحلهای...
در فصل هشتم، روند درمان کاترین ادامه دارد، اما ...
در فصل هفتم، کاترین بار دیگر وارد یکی از زندگی...
در فصل ششم، دکتر وایس عمیقتر به بررسی تجربهها...
در فصل پنجم، روند درمان کاترین ادامه پیدا میکن...
در فصل چهارم کتاب استادان بسیار، زندگیهای ...
در این جلسه هیپنوتراپی، کاترین ناگهان خود را در...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است