به کویر خواهم رفت
با سطلی از باران لاهیجان
پیراهنی سوغات خواهم برد
از مخمل سبز برنج برای خواهرم شن زار
به جنوب خواهم رفت
با حنجره ای پر از صدای خزر
تا با خلیج فارس حرف بزنم
باید بروم به زیارت نخل
با تاجی از شاخه ی زیتون و خاطرات رعشه ی منجیل
نخل رویای من،نه خرما بود نه باغ سالاری نخلستان
همین که شاخه های آسمانی من به آسمان می رفت
این آسمان ایرانی،این همه ایرانی...
آه نخل سوخته،آتش کدام اجاق شده ای
که بوی قند می آید،قند سوخته،از پنجره ای که
ریخته از دیوار
(بیژن نجدی )
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است