اپیزود بیست و نهم - پاییزخوانی ( فصل ها و چشم ها )
59
2 سال پیش
برای من فصل هاهمیشه از چشمانِ تو شروع می شود ؛امروز که نگاهم کردی فهمیدمزمستان چقدر زودتر آمده است ! ...
برای من فصل هاهمیشه از چشمانِ تو شروع می شود ؛امرو...
13:52
59
2 سال پیش
13:52
اپیزود بیست و هشتم - پاییزخوانی ( گلهای شمعدانی )
49
2 سال پیش
گلهای شمعدانی همه شکل تو هستنرنگین کمان را بر سر زلف تو بستنتا طاق ابروی بت من تا به تا شددردی کشان پیمانه هاشان را شکستندتو میر عشقی تو میر عشقی عاشقان بسیار داریپیغمبری با جان عاشق با جان عاشق کار د...
گلهای شمعدانی همه شکل تو هستنرنگین کمان را بر سر ز...
14:27
49
2 سال پیش
14:27
اپیزود بیست و هفتم - پاییزخوانی ( تهران...هوای سربی آذر...ولیعصر )
58
2 سال پیش
تهران...هوای سُربی آذر... ولیعصردور از نشاط صبح و کبوتر... ولیعصرسرسام بنزها و صدای نوارهاشبهای بیچراغ و مکدّر ولیعصرخاموش در بنفش مِه و آسمانخراشدر برزخی سیاه شناور، ولیعصرپنهان در ازدحام کلاغ...
تهران...هوای سُربی آذر... ولیعصردور از نشاط صبح و...
13:54
58
2 سال پیش
13:54
اپیزود بیست و ششم - پاییزخوانی ( وقتی یک ساز می گرید ! )
87
2 سال پیش
هنگام که گریه می دهد سازاین دود سرشت ابر بر پشتهنگام که نیل چشم دریااز خشم به روی می زند مشت زان دیر سفر که رفت از منغمزه زن و عشوه ساز دادهدارم به بهانه های مانوستصویری از او به بر گشاده. لیکن چه گری...
هنگام که گریه می دهد سازاین دود سرشت ابر بر پشتهنگ...
14:02
87
2 سال پیش
14:02
اپیزود بیست و پنجم - پاییزخوانی ( مثل سوزنی در قرنیه ! )
63
2 سال پیش
عمقِ آخرین حرفهامثلِ ایستادن کنارِ درهایمیترساندمو سنگ ریزهایکه به اعماق میغلتدهمه چیز را با خود برده است ماجرا برای تو کوچک بودمثلِ سوزنی که در قرنیهام فرو کنیاحساس میکنمکسی که نیستکسی که هست ...
عمقِ آخرین حرفهامثلِ ایستادن کنارِ درهایمیترسان...
13:50
63
2 سال پیش
13:50
اپیزود بیست و چهارم - پاییزخوانی ( دنیا به رنگ گلدان تو بود ... )
46
2 سال پیش
گلدان کوچکت را به روی پنجره گذاشتی تا باران بگیردسرمان را روی شانه های هم گذاشتیم و بی کلام به آن خیره شدیمدنیا به رنگ گلدان تو بود ......
گلدان کوچکت را به روی پنجره گذاشتی تا باران بگیردس...
14:23
46
2 سال پیش
14:23
اپیزود بیست و سوم - پاییزخوانی ( آرام ترین حس جهان ! )
60
2 سال پیش
دلم را به بودن تو خوش کرده ام /ای بودنت ، آرام ترین حس جهان / وقتی تو هستی ، تمام دنیا در دستان من است /و عشق تمام قد به احترام تو ایستاده است ......
دلم را به بودن تو خوش کرده ام /ای بودنت ، آرام تری...
14:24
60
2 سال پیش
14:24
اپیزود بیست و دوم - پاییزخوانی ( هوای شرجی چشمان تو ! )
46
2 سال پیش
تو می دانی از کدام سمت می شود به دریا رسید ؟من رودهای زیادی را می شناسم که به دریا نرسیدند و گم شدند میان کوه ها !مرا به دریا برسان ! دلم تنگ هوای شرجی چشمان توست ......
تو می دانی از کدام سمت می شود به دریا رسید ؟من رود...
14:09
46
2 سال پیش
14:09
اپیزود بیست و یکم - پاییزخوانی ( یک فنجان چای با قند نگاه تو )
111
2 سال پیش
در این شبهای بارانی ، در این شبهای پاییزی دلم از درد میگرید نمیدانم چرا باران که میبارد هوای سینهام را حسرتی جانکاه میگیرد میان کوچهها امشب صدایی نیست مگر این چک چک باران پاییزی که آویزد ...
در این شبهای بارانی ، در این شبهای پاییزی دلم از د...