نزدیک توام مرا مبین دور
پهلوی منی مباش مهجور
غزل کامل
نزدیک توام مرا مبین دور
پهلوی منی مباش مهجور
آن کس که بعید شد ز معمار
کی گردد کارهاش معمور
چشمی که ز چشم من طرب یافت
شد روشن و غیب بین و مخمور
هر دل که نسیم من بر او زد
شد گلشن و گلستان پرنور
بی من اگرت دهند شهدی
یک شهد بود هزار زنبور
بی من اگرت امیر سازند
باشی بتر از هزار مأمور
میهای جهان اگر بنوشی
بیمن نشود مزاج محرور
در برق چه نامه بر توان خواند
آخر چه سپاه آید از مور
خلقان برقند و یار خورشید
بیگفت تو ظاهرست و مشهور
خلقان مورند و ما سلیمان
خاموش صبور باش و مستور
شاعر: حضرت مولانا جلال الدین محمد رومی بلخی رح
بقلم: علی منهاج
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.Com
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است