• 4 سال پیش

  • 41

  • 01:25

زین تماشاخانهٔ حیرت رهایی مشکل است - ابوالمعانی بیدل

سخنور
0
توضیحات

زین تماشاخانهٔ حیرت رهایی مشکل است

چون مژه بیدل عبث دامان وحشت بر زدم


غزل کامل

بیخودی‌ کردم ز حسن بی حجارش سر زدم

از میان برداشتم خود را نقابی بر زدم

وحشتم اسباب امکان را به خاکستر نشاند

چون‌ گل از پرواز رنگ آتش به بال و پر زدم

سینه لبریز خراش زخم ناخن ساختم

همچو بحر آخر به موج این صفحه را مسطر زدم

غافل از معنی جهانی بر عبارت ناز داشت

من هم از نامحرمی بانگی برون در زدم

چون هلال از مستی و مخموری عیشم مپرس

از هوس خمیازه‌ای‌ گل کردم و ساغر زدم

زندگی مخموری رطل‌ گرانی می‌کشد

سنگی از لوح مزار خود کنون بر سر زدم

زین شهادتگاه کز بیتابی بسمل پر است

عافیت می‌خواست غفلت بر دم خنجر زدم

شور این افسانه سازان درد سر بسیار داشت

با تغافل ساختم حرفی به‌ گوش کر زدم

اعتبار هستی‌ام این بس که در چشم تمیز

خیمه‌ای چون سایه از نقش قدم برتر زدم

زین تماشاخانهٔ حیرت رهایی مشکل است

چون مژه بیدل عبث دامان وحشت بر زدم


شاعر: حضرت ابوالمعانی بیدل رح

بقلم: عبدالعزیز مهجور رح

بکوشش: فهیم هنرور

RumiBalkhi.Com


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads