توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۱۴۰۳
آمدهام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که میخواهند غزلهای مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوقشناسی، عاشقشناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند.
در این دلگفتهها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده میشود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-1403
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=ne3jAauASZA&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=53
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. آمدهام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی؛ نی شکنم؛ شکر برم
۲. آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعلهٔ نظر برم
۳. آمدهام که ره زنم؛ بر سر گنج شَه زنم
آمدهام که زر برم؛ زر نبرم خبر برم
۴. گر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کُلَه برد؛ من ز میان کمر برم
۵. اوست نشسته در نظر؛ من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهر دل؛ من به کجا سفر برم؟
۶. آنک ز زخم تیر او کوه شکاف میکند
پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم
۷. گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم
۸. آنک ز تاب روی او نور، صفا به دل کشد
و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
۹. در هوس خیال او همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او، نام رخ قمر برم
۱۰. این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور! نمیخوری؛ پیش کسی دگر برم