یکی از جملههایی که بارها در کلینیک شنیدهام این است:
«میدانم چه بگویم. تمرین کردهام. میدانم خطری وجود ندارد. اما همین که وارد جمع میشوم، قفل میکنم.»
این جمله را از آدمهای خیلی متفاوتی شنیدهام؛ از مدیری که جلوی تیمش ناگهان کلمات را گم میکند، از دانشجویی که جواب سؤال استاد را میداند اما دستش بالا نمیرود، و از کسی که در مهمانی خانوادگی ساعتها ساکت مینشیند — نه چون حرفی ندارد، بلکه چون چیزی درونش متوقف میشود.
در این اپیزود درباره علت این مساله توضیح دادم
مطالعه متن کامل و مطالب تکمیلی این اپیزود:
[چرا در جمع قفل میشوم؛ حتی وقتی همه چیز را میدونم؟ (اپیزود 39)]
مشاهده همه اپیزودهای پادکست «اتاق درمان»:
اولین نفر کامنت بزار
در این اپیزود کامل توض...
این سئوالیه که خیلی از...
توی این اپیزود درباره ...
جواب صادقانها...
این اپیزود ادامه 2 اپی...
در این سری اپیزودها در...
در این سری اپیزودها در...
متأسفانه خیلی از ما به...
در این اپیزود کوتاه، ب...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است