زمین زادگاه و مادر ماست . اما این سیاره را با انواع آلودگی ها آزرده ایم . کاش برای رفتن از زمین ، چاره ای یافت می شد . حتی برهوتی در سیاره ای دیگر تا از دیدن رنجهای این مادر ، رها شویم . ما قرنهاست که با زمین ، مهربان نیستیم .
می خواهم رهسپار شوم ... فردا کوله بارم را بر می دارم و به . . . .
سفر فردای من به سوی سکوت و تخیل و ترانه و . . . ...
می خواهم رهسپار شوم ... فردا کوله بارم را بر می دا...
04:17
38
9 سال پیش
04:17
داستان ربابه
87
9 سال پیش
قصه ای از یک دختر روستایی که برای ادامه ی زندگی به شهر آمد و سپس در شهر ، عاشق شد . همان عشق ، زندگی و سرانجامش را به جایی نامعلوم کشاند و اکنون که سالها گذشته است ، کسی نمی داند که در قلب رباب...
قصه ای از یک دختر روستایی که برای ادامه ی زندگی به...
04:17
87
9 سال پیش
04:17
زادگاه
36
9 سال پیش
زادگاه من کوچه ای بود
سرشار از بوی کودکی و هر حیاط ، جایگاه درختانی مهربان . . . ...
زادگاه من کوچه ای بود
سرشار از بوی کودکی و هر حی...
05:05
36
9 سال پیش
05:05
قرار عاشقی
46
9 سال پیش
قرار ما باشد برای روزی دیگر برای فصلی دیگر و شاید برای سالی دیگر
قرار ما باشد زیر درختی بلند و تنومند و پیر در صبحگاهی مه آلود و خنک
در زیر شاخه هایی که پرنده ای بر آنها دیده نمی...