• 5 روز پیش

  • 126

  • 07:32

احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش اول)

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
0
توضیحات

▨ نام شعر: در جدال با خاموشی (بخش اول)

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

ـــــــــــــــــ

۱


من بامدادم سرانجام

خسته

بی آنکه جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم.


هرچند جنگی از این فرساینده‌تر نیست،

که پیش از آنکه باره برانگیزی

آگاهی

که سایه‌ی عظیمِ کرکسی گشوده‌بال

بر سراسرِ میدان گذشته است:

تقدیر از تو گُدازی خون‌آلوده در خاک کرده است

و تو را دیگر

از شکست و مرگ

گزیر

نیست.


من بامدادم

شهروندی با اندام و هوشی متوسط.

نَسبَم با یک حلقه به آوارگانِ کابل می‌پیوندد.

نامِ کوچکم عربی‌ست

نامِ قبیله‌یی‌ام تُرکی

کُنیَتَم پارسی.

نامِ قبیله‌یی‌ام شرمسارِ تاریخ است

و نامِ کوچکم را دوست نمی‌دارم

(تنها هنگامی که تواَم آواز می‌دهی

این نام زیباترین کلامِ جهان است

و آن صدا غمناک‌ترین آوازِ استمداد).


در شبِ سنگینِ برفی بی‌امان

بدین رُباط فرود آمدم

هم از نخست پیرانه خسته.


در خانه‌یی دلگیر انتظارِ مرا می‌کشیدند

کنارِ سقاخانه‌ی آینه

نزدیکِ خانقاهِ درویشان.

(بدین سبب است شاید

که سایه‌ی ابلیس را

هم از اول

همواره در کمینِ خود یافته‌ام).


در پنج‌سالگی

هنوز از ضربه‌ی ناباورِ میلادِ خویش پریشان بودم

و با شغشغه‌ی لوکِ مست و حضورِ ارواحیِ خزندگانِ زهرآگین برمی‌بالیدم

بی‌ریشه

بر خاکی شور

در برهوتی دورافتاده‌تر از خاطره‌ی غبارآلودِ آخرین رشته‌ی نخل‌ها بر حاشیه‌ی آخرین خُشک‌رود.


در پنج‌سالگی

بادیه بر کف

در ریگزارِ عُریان به دنبالِ نقشِ سراب می‌دویدم

پیشاپیشِ خو


با صدای
احمد شاملو

رده سنی
محتوای تمیز