▨ نام شعر: باغ آینه
▨ شاعر: احمد شاملو
▨ با صدای: احمد شاملو
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ـــــــــــــــــ
چراغی به دستم چراغی در برابرم.
من به جنگِ سیاهی میروم.
گهوارههای خستگی
از کشاکشِ رفتوآمدها
بازایستادهاند،
و خورشیدی از اعماق
کهکشانهای خاکستر شده را روشن میکند.
□
فریادهای عاصیِ آذرخش ــ
هنگامی که تگرگ
در بطنِ بیقرارِ ابر
نطفه میبندد.
و دردِ خاموشوارِ تاک ــ
هنگامی که غورهی خُرد
در انتهای شاخسارِ طولانیِ پیچپیچ جوانه میزند.
فریادِ من همه گریزِ از درد بود
چرا که من در وحشتانگیزترینِ شبها آفتاب را به دعایی نومیدوار طلب میکردهام
□
تو از خورشیدها آمدهای از سپیدهدمها آمدهای
تو از آینهها و ابریشمها آمدهای.
□
در خلئی که نه خدا بود و نه آتش، نگاه و اعتمادِ تو را به دعایی نومیدوار طلب کرده بودم.
جریانی جدی
در فاصلهی دو مرگ
در تهیِ میانِ دو تنهایی ــ
[نگاه و اعتمادِ تو بدینگونه است!]
□
شادیِ تو بیرحم است و بزرگوار
نفسات در دستهای خالیِ من ترانه و سبزیست
من
برمیخیزم!
چراغی در دست، چراغی در دلم.
زنگارِ روحم را صیقل میزنم.
آینهیی برابرِ آینهات میگذارم
تا با تو
ابدیتی بسازم.
▨
احمد شاملو - ۱۳۳۶
از دفتر شعر باغ آینه
اولین نفر کامنت بزار
▨ نام شعر: ماهی
▨ نام شعر: شکاف
▨ شاعر: احمد شاملو
...
▨ نام شعر: از عموهایت (نسخهی سوم)
...
▨ نام شعر: سرود برای مرد روشن که به سایه رفت
▨ نام شعر: وارطان سخن نگفت (مرگ نازلی)
▨ ...
▨ نام شعر: مرثیه
▨ شاعر: احمد شاملو
▨ نام شعر: در آستانه
▨ شاعر: احمد شاملو
▨ نام شعر: به معجزه باور کن
▨ شاعر: احمد ...
▨ نام شعر: یک مایه در دو مقام
▨ شاعر: احم...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است