• 2 سال پیش

  • 47

  • 02:07

غزل و تعبیر شماره 493 - غزل شماره 493

فال حافظ
1
توضیحات
غزل شماره 493: ای پادشه خوبان داد از غم تنهايی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآيی دايم گل اين بستان شاداب نمی‌ماند درياب ضعيفان را در وقت توانايی ديشب گله زلفش با باد همی‌کردم گفتا غلطی بگذر زين فکرت سودايی صد باد صبا اين جا با سلسله می‌رقصند اين است حريف ای دل تا باد نپيمايی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پاياب شکيبايی يا رب به که شايد گفت اين نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجايی ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نيست شمشاد خرامان کن تا باغ بيارايی ای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای ياد توام مونس در گوشه تنهايی در دايره قسمت ما نقطه تسليميم لطف آن چه تو انديشی حکم آن چه تو فرمايی فکر خود و رای خود در عالم رندی نيست کفر است در اين مذهب خودبينی و خودرايی زين دايره مينا خونين جگرم می ده تا حل کنم اين مشکل در ساغر مينايی حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شاديت مبارک باد ای عاشق شيدايی تعبیر غزل 493: از غرور و خودپسندی دوری کنید که تنها نتیجه ای که برای شما دارد شکست و پشیمانی خواهد بود. افکار منفی و بیهوده را کنار گذاشته و به آن چه خداوند به شما داده رضایت داشته باشید. قناعت پیشه کنید و با دقت و واقع بینی امور خود را انجام دهید که انشالله پیروزی با شما خواهد بود و به آرزوهای خود دست پیدا می کنید

با صدای
موسوی گرمارودی
ندا گلرنگی
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads