• 4 سال پیش

  • 23

  • 00:46

غزل و تعبیر شماره 22 - تعبیر شماره 22

فال حافظ
0
توضیحات
غزل شماره 22: چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه‌ای جان من خطا اين جاست سرم به دنيی و عقبی فرو نمی‌آيد تبارک الله از اين فتنه‌ها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کيست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد کجايی ای مطرب بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست نخفته‌ام ز خيالی که می‌پزد دل من خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست چنين که صومعه آلوده شد ز خون دلم گرم به باده بشوييد حق به دست شماست از آن به دير مغانم عزيز می‌دارند که آتشی که نميرد هميشه در دل ماست چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست ندای عشق تو ديشب در اندرون دادند فضای سينه حافظ هنوز پر ز صداست تعبیر غزل 22: از غرور که خصلتی ناپسند است دوری کنید و تردیدها را کنار بگذارید. برای پیروزی در کارها و دور ماندن از خطا با بزرگان و افراد متخصص مشورت کنید تا احتمال شکست را کاهش دهید. خستگی را از خود دور کرده و دلبسته مال دنیا نباشید. برای رسیدن به مقصود تمام تلاش خود را به کار بگیرید و همواره به یاد خدا باشید تا به مراد دل خود دست پیدا کنید.

با صدای
موسوی گرمارودی
ندا گلرنگی
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads