تنهایی، روی دیگرِ خلقت

Sayeh
8
میانگین پخش
62
تعداد پخش
0
دنبال کننده
قسمت هفتم - بوی عطر اشتباهی
  • 0

  • 3 ساعت پیش
در این قسمت، فضا رنگ و بوی دلهره و راز می‌گیرد. آریا در خانه‌ی مانا با نشانه‌ای مواجه می‌شود که خون را در رگ‌هایش یخ می‌کند؛ یک تار موی اشتباهی که تمام این بازیِ پنهان‌کاری را در لبه‌ی پرتگاهِ افشا شد...
در این قسمت، فضا رنگ و بوی دلهره و راز می‌گیرد. آر...
02:13
  • 0

  • 3 ساعت پیش
02:13
قسمت ششم - اعتراف به دیوارها
  • 0

  • 3 ساعت پیش
نیمه‌شبِ همان روز، آریا در آپارتمان خالی‌اش نشسته است. مانا و تارا هر کدام با پیام‌هایشان در گوشی، بخشی از این بازی را زنده نگه داشته‌اند. آریا به گوشی‌ها خیره می‌شود و با خنده‌ای تلخ، رو به دیوار تار...
نیمه‌شبِ همان روز، آریا در آپارتمان خالی‌اش نشسته ...
02:02
  • 0

  • 3 ساعت پیش
02:02
قسمت پنجم: تقاطع پنهان
  • 3

  • 8 ساعت پیش
روزگار بازی‌های عجیبی دارد. پروژه‌ای اقتصادی مطرح شد که پای هر دو زن را به یک جلسه مشترک باز کرد. آریا با هوش سرشارش، از یک ماه قبل نقشه‌ای کشیده بود...نویسنده و راوی: سایه#پادکست #رمان_صوتی #در_برهوت...
روزگار بازی‌های عجیبی دارد. پروژه‌ای اقتصادی مطرح ...
02:05
  • 3

  • 8 ساعت پیش
02:05
قسمت چهارم: تیک‌تاکِ ساعتِ روانی
  • 4

  • 9 ساعت پیش
بیماریِ آریا نام نداشت، اما فرم داشت. گاهی وقت‌ها نیمه‌شب‌ها، در اوج شهرت و ثروت، ذهنش از کار می‌افتاد؛ دچار حملاتی از خفقانِ روحی می‌شد که انگار اکسیژن دنیا فقط برای دیگران ساخته شده بود...نویسنده و ...
بیماریِ آریا نام نداشت، اما فرم داشت. گاهی وقت‌ها ...
02:10
  • 4

  • 9 ساعت پیش
02:10
قسمت سوم: طوفانی به نام تارا
  • 6

  • 13 ساعت پیش
در آن سوی این دایره‌ی بسته، تارا زندگی می‌کرد؛ زنی از جنس آتش، خبرنگار ارشد حوزه سیاسی و اقتصادی که به تیزهوشی معروف بود...نویسنده و راوی: سایه...
در آن سوی این دایره‌ی بسته، تارا زندگی می‌کرد؛ زنی...
02:19
  • 6

  • 13 ساعت پیش
02:19
قسمت دوم: فرشته‌ای از جنس مهتاب
  • 9

  • 18 ساعت پیش
در میان هیاهوی بی‌رحم ارقام و برج‌های شیشه‌ای، نوری لطیف از راه می‌رسد؛ نوری شبیه مهتاب که برای لحظه‌ای تاریکیِ ذهن آریا را نرم می‌کند. در این قسمت، با مانا آشنا می‌شویم؛ زنی که دنیای آریا را رنگی دیگ...
در میان هیاهوی بی‌رحم ارقام و برج‌های شیشه‌ای، نور...
02:25
  • 9

  • 18 ساعت پیش
02:25
قسمت اول: سایهٔ برجسته و سنگین سکوت
  • 15

  • 1 روز پیش
شهر زیر پای آریا زنده بود، اما او در خودش مرده بود. آریا، مردی با ضریب هوشی خیره‌کننده و نوابغ اقتصادی، در شلوغ‌ترین نقاط اتاق روی صندلی خالیِ درون خودش می‌نشست. او سال‌هاست با دردها و خفقان روحی دست‌...
شهر زیر پای آریا زنده بود، اما او در خودش مرده بود...
03:19
  • 15

  • 1 روز پیش
03:19
مقدمه: در برهوتِ مغز من
  • 25

  • 1 روز پیش
«در برهوتِ مغز من»روایتی از زندگی پنهانِ یک نابغهبعضی آدم‌ها شبیه برج‌های نورانیِ وسط شهرند؛ همه‌چیز را روشن می‌کنند، همه‌جا نامشان پیداست و دور و برشان از خنده و سر و صدا پر است. اما وقتی چراغ‌ها خام...
«در برهوتِ مغز من»روایتی از زندگی پنهانِ یک نابغهب...
01:26
  • 25

  • 1 روز پیش
01:26
shenoto-ads
shenoto-ads