شهر زیر پای آریا زنده بود، اما او در خودش مرده بود. آریا، مردی با ضریب هوشی خیرهکننده و نوابغ اقتصادی، در شلوغترین نقاط اتاق روی صندلی خالیِ درون خودش مینشست. او سالهاست با دردها و خفقان روحی دستوپنجه نرم میکند؛ در حالی که در ظاهر، ستارهی درخشان محافل سیاسی و اقتصادی است. در سکوت آپارتمانش، میان پیامهای شببخیرِ دو زن که هیچکدام از دیگری خبر ندارند، به آینه نگاه میکند و میگوید: «چقدر شلوغه این جهانِ خالی!»
نویسنده و راوی: سایه
MaryamBorhani
1 روز پیشچقدر وایب عجیب و پیچیده ای داد بهم شنیدنش 🦋😍💎
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است