سها، ستارهای کمنور و فراموششده است؛ اما درست در دل تاریکی معنا پیدا میکند.این پادکست روایت همان ستاره است؛ جایی برای مکث، برای شنیدن صداهایی آرام و عمیق و ایدههایی که شاید کوچک به نظر برسند اما در دلشان شعلهای از امید روشن است.تجربههای بیجان و خاموش که معمولاً نادیده گرفته میشوند اما بخش مهمی از زندگی ما را شکل میدهند.ما نه در جستجوی پاسخ قطعی هستیم و نه تعریف نهایی؛ دعوتی است به همراهی، به سکوت و توجه به همین لحظهها و آن چیزهایی که گاهی مسیرمان را روشن میکنند.برای شما هم صندلی برای نشستن نگه داشتهایم.
BRAND_USER
8 ماه پیشکسیکه خوبی میبیند، مهر و محبت دریافت میکند، هرگز نمیخواهد از آن محروم شود در حالیکه شاید دیگر، نیازی به آن میزان مهر و محبت اولیه نداشته باشد اما همچنان مطالبه میکند! آیا مطالبه گران خوبی و محبت روزبهروز بر جمعشان افزوده نمیشود؟ از یک منظر، بسیاری از افراد وقتی میبینند فردی، باری را برمیدارد آنها هم با بیتوجهی یا بیمسئولیتی، بارشان را به آن فرد مسئولیت پذیر در خانواده و جامعه اضافه کرده به این امید که دمی را بیاسایند در حالیکه انرژیهای تجدیدناپذیر روانی در حال اتمام هستند و چه بسا باید آماده فشاری مضاعف به خود، محیط و جهان پیرامونشان باشند. با دلایل بسیاری، افراد از خوب بودن خسته میشوند اما هر دلیلی که داشته باشد، تلخ است و چه جای تلخی خواهد بود، زندگی کردن در جاییکه افراد مسئولیت پذیر نسبت به حیات، انسان، جانداران، زندگی و .... روز به روز از تعدادشان کاسته و بر ..... افزوده گردد.
BRAND_USER
8 ماه پیشبیشک خوبی یکی از صفات پسندیده انسانی است که نشانه مسئولیت پذیری فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد است. اگر فقط یکبار خوب بوده باشیم، خواهیم دانست، خوب بودن، سخت نیست بلکه خوب ماندن، سخت است چرا که عکسالعملهای رفتار، همان نگهدارندههای رفتار هستند. از انسان برتر، انتظار قوی بودن، زیاد نیست انتظار قوی ماندن، زیاد است چون ادامه یک کار جدا از بازخوردهای دریافتی، نیاز به انگیزش بالا همراه با انرژیهای درونی دارد و چه بسیار انرژیهایی که بیدریغ، در زندگی مصرف میشوند و ما باید آماده اتمام آنها باشیم چون در مصرف بهینه انرژیهای روانی آگاهانه عمل نکردیم!
BRAND_USER
8 ماه پیشبرخی از علوم انسانی به میزان انسانیت انسان قدمت دارند و چه بسا قبل از آنکه تبدیل به علم شوند تجربه زیسته همان انسانهای اولیه تاکنون بودهاند که در اثر گذشت زمان و بنابه نیاز، دچار کاوش بیشتری قرار گرفتهاند تا ما شاهد تولد علوم مختلف از بستر وجود همان انسانهای قرون گذشته از قبل میلاد مسیح تاکنون در گذر زمان باشیم. انسان به تجربه زیسته خود به عنوان تنها داشته مفید و مورد قبول یا اسلحهای کارآمد برای درست زندگی کردن در جهان خودش به شدت نیازمند است. تجاربی که یا خودش کسب کرده یا به او آموزش داده شده تا تبدیل به فرهنگ و چگونگی بهتر زیستن انسان در قومیتهای مختلف شد پس به سادگی نمیتوان چیزی را که انسانی با تمام وجودش عجین شده است را صرفاً از منظر تجددگرایی با فرهنگ غالب و مقبول روز در عصر جدید جایگزین کرد مگر آنکه برایش نیازی همراه با علاقهمندی تعریف شود تا انسان با انگیزشی درونی به سوی آن مفاهیم به ظاهر خوب و تفکر روز جامعه حرکت کند که در آن زمان خواهید دید که او شتابی بیشتر از خواسته شما برای رسیدن به آن مقصود فرضی خواهد داشت.
BRAND_USER
9 ماه پیشزمان، زخم پنهان زمانه زمان درد بی درمان در تمثیلی زمان همچون زبان میماند. (ای زبان هم درد بی درمان تویی ای زبان هم گنج بی پایان تویی) زندگی در لحظه حال، اینجا و اکنون همراه با هماهنگ بودن با هارمونی طبیعت و پذیرش تغییرات غیرقابل اجتناب در زندگی آنهم با آغوش باز هنری است که خودش نیز در طول سپری کردن زمان و مواجه شدن با فقدانهای بسیار در زندگی کسب میشود.
BRAND_USER
9 ماه پیششروع به موقع، حرکت تدریجی و هدفمند شما، بیشک ما را در انتظار نتایجی خواهد گذاشت که آرام آرام با شناخت بیشتری که از نگرش و جهانبینی یک جوان علاقمند و با انگیزه به نمایندگی از نسل جدید پیدا میکنیم، بتوانیم پیوندهای بین فردی و درون نسلی را بیشتر کرده و شکافهای عمیق بین نسلی را کمتر کنیم تا با انسجام و همبستگی بیشتری به هدفهای زندگی فردی، جمعی و اجتماعی خود بپردازیم و جهان را جای بهتری برای زندگی درک کنیم و زندگی را به تمامی، زندگی کنیم و از همه موهبتهای تلخ و شیرین آن بهرهمند شویم.
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است