چه شد که از خوب بودن دست کشیدی؟
در کدام لحظه از خودت دست کشیدی؟
شاید باعث شد درد کمتری را تحمل کنی…
مارا ببخش اگر آن صدایی بودیم که در سرت تکرار شد: «خوب بودن کافی نیست».
BRAND_USER
9 ماه پیشکسیکه خوبی میبیند، مهر و محبت دریافت میکند، هرگز نمیخواهد از آن محروم شود در حالیکه شاید دیگر، نیازی به آن میزان مهر و محبت اولیه نداشته باشد اما همچنان مطالبه میکند! آیا مطالبه گران خوبی و محبت روزبهروز بر جمعشان افزوده نمیشود؟ از یک منظر، بسیاری از افراد وقتی میبینند فردی، باری را برمیدارد آنها هم با بیتوجهی یا بیمسئولیتی، بارشان را به آن فرد مسئولیت پذیر در خانواده و جامعه اضافه کرده به این امید که دمی را بیاسایند در حالیکه انرژیهای تجدیدناپذیر روانی در حال اتمام هستند و چه بسا باید آماده فشاری مضاعف به خود، محیط و جهان پیرامونشان باشند. با دلایل بسیاری، افراد از خوب بودن خسته میشوند اما هر دلیلی که داشته باشد، تلخ است و چه جای تلخی خواهد بود، زندگی کردن در جاییکه افراد مسئولیت پذیر نسبت به حیات، انسان، جانداران، زندگی و .... روز به روز از تعدادشان کاسته و بر ..... افزوده گردد.
BRAND_USER
9 ماه پیشبیشک خوبی یکی از صفات پسندیده انسانی است که نشانه مسئولیت پذیری فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد است. اگر فقط یکبار خوب بوده باشیم، خواهیم دانست، خوب بودن، سخت نیست بلکه خوب ماندن، سخت است چرا که عکسالعملهای رفتار، همان نگهدارندههای رفتار هستند. از انسان برتر، انتظار قوی بودن، زیاد نیست انتظار قوی ماندن، زیاد است چون ادامه یک کار جدا از بازخوردهای دریافتی، نیاز به انگیزش بالا همراه با انرژیهای درونی دارد و چه بسیار انرژیهایی که بیدریغ، در زندگی مصرف میشوند و ما باید آماده اتمام آنها باشیم چون در مصرف بهینه انرژیهای روانی آگاهانه عمل نکردیم!
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است