قصه‌های توکا

© 2026 توکا انوشه دستان‌پرداز
    6
    میانگین پخش
    51
    تعداد پخش
    0
    دنبال کننده
    در اپیزود نهم پادکست توکاهای قصه‌گو، پرده از راز بزرگ دوستیِ غیرممکن «صحراگرد» و «روباه شنی» برداشته می‌شود! صحراگرد که در گذشته نامش «شَهرو» بوده، داستان سفر طولانی‌اش از باغ‌های شیراز تا دل بیابان ر...
    در اپیزود نهم پادکست توکاهای قصه‌گو، پرده از راز ب...
    12:00
    • 6

    • 2 ماه پیش
    12:00
    بهترین دوست شما برای پیدا کردن جواب سؤال‌هایتان کیست؟ در اپیزود هشتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، پس از پایان داستان درخت آرزوها، «صحراگرد» تصمیم مهمی می‌گیرد. او باید این قصه را به دست یک دختر نابینا در...
    بهترین دوست شما برای پیدا کردن جواب سؤال‌هایتان کی...
    13:00
    • 2

    • 2 ماه پیش
    13:00
    شما حاضرید برای رهایی از یک کابوس وحشتناک چه کار کنید؟ در اپیزود هفتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، ماجرای دختر پادشاه به اوج خود می‌رسد. بیماری عجیبی به جان پادشاه افتاده و هیچ پزشکی نمی‌تواند او را درما...
    شما حاضرید برای رهایی از یک کابوس وحشتناک چه کار ک...
    15:01
    • 5

    • 2 ماه پیش
    15:01
    آیا تا به حال درختی دیده‌اید که میوه‌هایش، رویاهای نابودشده باشند؟ در اپیزود ششم از ماجراهای توکاهای قصه‌گو، ساینا بالاخره "داستان درخت آرزوها" را برای روباه شنی و «صحراگردِ» بیمار تعریف می‌کند. ماجرا...
    آیا تا به حال درختی دیده‌اید که میوه‌هایش، رویاهای...
    13:00
    • 3

    • 2 ماه پیش
    13:00
    تا به حال گم شده‌اید؟ آن لحظه‌ای که می‌فهمید هیچ‌چیز و هیچ‌کس آشنا نیست، قلب آدم را به تپش می‌اندازد! در اپیزود ششم پادکست «توکای قصه‌گو»، ساینا درست همین حس را تجربه می‌کند. او که برای پیدا کردن آب و...
    تا به حال گم شده‌اید؟ آن لحظه‌ای که می‌فهمید هیچ‌چ...
    15:16
    • 6

    • 3 ماه پیش
    15:16
    خب عزیزای دلم، رسیدیم به اون بخش قصه‌مون که ساینا و نوشا هم‌دیگه رو پیدا کردن، با هم دوست شدن و تصمیم گرفتن سفرشون رو به سمت کوه‌های زیبای زاگرس شروع کنن. براتون گفتم که اونا هرچی می‌تونستن، درباره‌ی ...
    خب عزیزای دلم، رسیدیم به اون بخش قصه‌مون که ساینا ...
    12:23
    • 6

    • 2 سال پیش
    12:23
    بالاخره هرکسی یه زمانی باید سفر کنه. یه روزی می‌رسه که بچه‌ها بزرگ می‌شن و از خونه‌ی پدر و مادرشون یا هرکسی که اونا رو بزرگ می‌کنه، می‌رن. کاشکی هرکسی می‌خواد سفر بره، با خودش یه عالمه خاطره‌ی خوب ببر...
    بالاخره هرکسی یه زمانی باید سفر کنه. یه روزی می‌رس...
    14:00
    • 3

    • 2 سال پیش
    14:00
    آدما گاهی زود قضاوت می‌کنن؛ گاهی بدون این‌که خوب بفهمن، تصمیم می‌گیرن. اون کسایی که خانوم توکا و آقا توکای قصه‌ی ما رو تو قسمت قبل، با سنگ زدن هم همین کارو کرده بودن. اونا فقط فکر کرده بودن که این توک...
    آدما گاهی زود قضاوت می‌کنن؛ گاهی بدون این‌که خوب ب...
    16:40
    • 3

    • 2 سال پیش
    16:40
    ما آدما هر وقت دلمون می‌گیره یا حوصله‌مون سر می‌ره یا اصلاً نمی‌دونیم چی می‌خوایم، دنبال قصه می‌گردیم. اصلاً انگار همیشه دوست داریم برامون یه قصه‌ای، ماجرایی تعریف کنن. بعضی وقتا قصه‌گوها نزدیک خودمون...
    ما آدما هر وقت دلمون می‌گیره یا حوصله‌مون سر می‌ره...
    14:15
    • 5

    • 2 سال پیش
    14:15
    در زمان‎های خیلی خیلی دور، پیش از اون‌که حتی آدم‌ها به وجود بیان، پرنده‌ها رو زمین زندگی می‌کردن و سیمرغ‌ها پدربزرگ و مادربزرگ همه‌ی پرنده‌ها بودن. سیمرغ‌ها همه‌ی دانش‌های دنیا رو داشتن و مهربون‌ترین ...
    در زمان‎های خیلی خیلی دور، پیش از اون‌که حتی آدم‌ه...
    08:00
    • 12

    • 2 سال پیش
    08:00
    shenoto-ads
    shenoto-ads