در اپیزود نهم پادکست توکاهای قصهگو، پرده از راز بزرگ دوستیِ غیرممکن «صحراگرد» و «روباه شنی» برداشته میشود! صحراگرد که در گذشته نامش «شَهرو» بوده، داستان سفر طولانیاش از باغهای شیراز تا دل بیابان ر...
در اپیزود نهم پادکست توکاهای قصهگو، پرده از راز ب...
تا به حال گم شدهاید؟ آن لحظهای که میفهمید هیچچیز و هیچکس آشنا نیست، قلب آدم را به تپش میاندازد! در اپیزود ششم پادکست «توکای قصهگو»، ساینا درست همین حس را تجربه میکند. او که برای پیدا کردن آب و...
تا به حال گم شدهاید؟ آن لحظهای که میفهمید هیچچ...
خب عزیزای دلم، رسیدیم به اون بخش قصهمون که ساینا و نوشا همدیگه رو پیدا کردن، با هم دوست شدن و تصمیم گرفتن سفرشون رو به سمت کوههای زیبای زاگرس شروع کنن. براتون گفتم که اونا هرچی میتونستن، دربارهی ...
خب عزیزای دلم، رسیدیم به اون بخش قصهمون که ساینا ...
آدما گاهی زود قضاوت میکنن؛ گاهی بدون اینکه خوب بفهمن، تصمیم میگیرن. اون کسایی که خانوم توکا و آقا توکای قصهی ما رو تو قسمت قبل، با سنگ زدن هم همین کارو کرده بودن. اونا فقط فکر کرده بودن که این توک...
آدما گاهی زود قضاوت میکنن؛ گاهی بدون اینکه خوب ب...
ما آدما هر وقت دلمون میگیره یا حوصلهمون سر میره یا اصلاً نمیدونیم چی میخوایم، دنبال قصه میگردیم. اصلاً انگار همیشه دوست داریم برامون یه قصهای، ماجرایی تعریف کنن. بعضی وقتا قصهگوها نزدیک خودمون...
ما آدما هر وقت دلمون میگیره یا حوصلهمون سر میره...
در زمانهای خیلی خیلی دور، پیش از اونکه حتی آدمها به وجود بیان، پرندهها رو زمین زندگی میکردن و سیمرغها پدربزرگ و مادربزرگ همهی پرندهها بودن. سیمرغها همهی دانشهای دنیا رو داشتن و مهربونترین ...
در زمانهای خیلی خیلی دور، پیش از اونکه حتی آدمه...