روز چهارم ژوئیه کیا با پای برهنه در تالاب پیش رفت، به امید دیداری که پیش ازین گذاشته شده بود. تمام مدت منتظر بود صدای قایق را بشنود. دقایق روز کش می آمدند ... بعد از ظهر شرجی پشهها را یکجا جمع کرده بود، ولی هنوز قایقی نبود
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است