منِ سرزنشگرِ درون، بانیِ نیمی از رنجهای آدمیست. منی که درون کالبد آدمی نشسته و راه و بیراه، انگشت اتهام به سمت خودش میگیرد و انگار که خنجری را در زخم عمیق و کهنهای نگه داشته و با هر حرف و اشاره و اتفاقی، آن را وسط زخم میچرخاند و هربار روان آدمی را ضعیفتر و آسیبپذیرتر میکند.
باید از یک جایی به بعد جسارت به خرج داد، مقابل این منِ سرزنشگر ایستاد، این خنجر کهنه و زنگار گرفته را از دستانش گرفت و فریاد زد: «بس کن! همیشه من مقصر نیستم و همیشه اشتباه از من نیست و همیشه یک سرِ افتضاحاتِ به بار نشسته، به من نمیرسد! لزومی ندارد به هر بهانهای مرا متهم کنی و لزومی ندارد اینقدر به خودم سخت بگیرم و لزومی ندارد با هر اتفاق و پیشامدی رنج بکشم!»
باید از یک جایی به بعد با منِ سرزنشگر درون مقابله کرد و بخش عظیمی از روان را از آسیبهای عمیق و مدام او نجات داد.
_نرگس صرافیان طوفان
_ میزبان: سون
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است