فصل اول
🔸 قسمت پنجاه و دو: این شله زرد خوردن دارد
🔻 بر اساس روایتی از خانم سیده فاطمه رضوی از خراسان جنوبی
🔰چیزی تا افطار نمانده بود؛ یک کاسه شله زرد برداشتم که به تازه عروس و داماد همسایهمان برسانم؛ صدای جیغ و فریاد ریحانه، بند دلم را پاره کرد. با صورت خونی مقابل در حاضر شد. کاسه شله زرد را که دستم دید، خنده تلخی کرد و گفت: چرا زحمت کشیدی بی بی؟ میبینی که با کتک روزهام رو باز کردم.
🎙 رادیو بانور | رسانه تخصصی بانوان گرهگشای محله
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است