فصل اول
🔸 قسمت چهل و پنجم: همسایه
🔻 بر اساس روایتی از خانم زینب لطفی - خراسان رضوی
🔰وارد خونه که شدم یکم آرامش گرفتم. خونه قشنگی بود. یه بالکن خوب. دوتا اتاق کنار همدیگه و البته یه حیاط پر از قلوه سنگ. تمام مدتی که داشتم خونه رو مرتب میکردم به همسایه ها فکر میکردم. فکرم مشغول اولین مواجههام بود. من آدم همسایگی بودم. یه خونواده حقیقی بزرگ که اگه باشن تو ابدا تنها نمیشی. باید میشناختمشون...
🎙 رادیو بانور | رسانه تخصصی بانوان گرهگشای محله
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است