انتخاب اسم من پر از ماجرا بود؛ چون من تنها پسر خانواده بودم که بعد از شش دختر متولد شده بودم. پدربزرگ میگفت «علیرضا»، خانعمو میگفت «امیرارسلان»، پدرم میگفت «احمد». بعد از کشمکشهای فراوان اسمم را گذاشتند «علیرضا» ولی خانواده مادرم «عرفان» صدایم میکنند.
هر زمان که کسی اسمم را میشنود، تصور میکند که من دختری شجاع و جسور هستم. فارغ از این که واقعاً جسور باشم، این مسئله باعث میشود کارهایم بهتر راه بیفتد.
نوههایم به من میگویند «مامان پری»؛ این اسم را خودم انتخاب کردم، از بچگی همیشه میخواستم اسمم پری باشد.
در این قسمت با دوستان و اعضای آکادمی میانسالان و سالمندان رنگینکمان سپید همراه میشویم که درمورد اسم خودشان یا وابستگانشان صحبت میکنند. همکاران این قسمت: مهتاب نفیسی، دلآرام طغرایی و سارا موسویون
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است