آدم که مغرور باشد تنهاست!
آدم که مغرور باشد؛ در نهایتِ شلوغیِ اطرافش حتی یک نفر هم نیست که با خیالِ راحت روبهرویش بنشیند و یک دلِ سیر با او حرف بزند، دلش که میگیرد، شانهای برای گریستن ندارد و
لبریزِ شوق و حرف که میشود، تازه میفهمد که حوالیاش هیچکسی نیست که بشود کنارش رها بود و از هر دری، بدونِ دغدغهی قضاوت شدن حرف زد، سبک شد، نفسی عمیق کشید و ادامه داد.
و میفهمد که با حجم عظیمِ حرفهای تلنبار شده، ادامه دادن چه اندازه سخت و طاقتفرساست.
آدم که مغرور باشد، دلتنگیاش را پشت دیوار غرورِ لعنتیاش زنجیر میکند و عاشقی و دیوانگیهای افسار گسیخته را به جزیرهی منطقش، تبعید!
آدم که مغرور باشد، ظاهرا بیتفاوت است به چیزها و آدمها، ولی هرثانیه از تنهایی و بیکسیاش، عمیقا درد میکشد...
_نرگس صرافیان طوفان | بیست و پنجم دی۱۴۰۳
_ میزبان: سوناصفری
_مهمانان این اپیزود: فاطمه فدایی روانشناس نوجوان و مدرس مهارتهای ارتباطی و فاطمه قلیزاده روانشناس حوزه خانواده و مشاوره فردی
اولین نفر کامنت بزار
خشم ، یک احساس عادی و ضروری برای ما محسوب میشه،...
منِ سرزنشگرِ درون، بانیِ نیمی ...
سایه میگه:
ای عشق همه بهانه از توست
اینجا ردِ نشونه ها رو میگیریم تا برسیم ...
حافظ میگه:
اوقات خوش آن بود که با دوست به...
از روزی که به دنیا می آیی ،و با جیغ های بنفشت گ...
ما انسانها در ظاهر بلدیم خوب فکر کنیم. اما سؤا...
دوست نشانگر من با یک ذهن سیال ، مبتکرانه و با ا...
همه ی ما در طول روز تصمیم هایی میگیریم که روی ت...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است