خرمشهر آزاد شد، اما در میان شادیها، دلی که عزیزی را از دست داده باشد، هنوز سنگین است. محمد برای رفیقش فرهاد زمزمه میکند، برای آرزوهایی که رفتند و برای لبخندهایی که در آسمان جاودانه شدند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است