ساعت از نیمه شب گذشته بود و بارون به نرمی روی پنجره های دفتر میبارید و تو تاریکی مطلق خیابون خالدبنولید، رمضان مثل همیشه پشت میزش نشسته بود، آروم، با پیراهن سفید و یک دفترچه چرمی دردست.
او همیشه چیزی فراتر از یک رهبر نظامی و فکری بود، مردی که هرگز فریاد نمیزد ولی حرفاش مثل یک بمب ساعتی تو ذهن ها کاشته میشد.
موساد و سازمان سیا، خوب میدونستن چه کسی در جبهه مقابل اونها موشک میسازه!
موشک هایی که سوخت اونها به جای مواد منفجره، فکر و معرفت بود.
رمضان عبدالله شلح متفکر در تبعید ، جنگجوی بی اسلحه ای بود که جنگ رو تفکر و با تفکر پیش میبرد.
رادیو غزه روایت زندگی و مقاومت مردم غزه
فصل سوم الرجال
اپیزود دهم: رمضان شلح
به روایت: تحریریه
راوی و کارگردان: فؤاد عبدالعلی پور
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است