داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگهر کجا بیندم از دور کند چهره پُرچین و جبین پر آژَنگبا نگاه غضب آلود زندبر دل نازک من تیر خَدَنگاز در خانه مرا طرد کندهمچو سنگ از دهن قلماسنگمادر سنگ د...
داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ...