توضیحات
شاید آن دانشجوی دختر که پا برهنه به زندگی آشفته ی آقای زارعی پا گذاشته بود، خودش هم از انتهای جاده ی مه آلود این پروژه بی خبر بود. چشمانش زرق و برقی را می دید که جذبش می کرد اما ته قلبش در کلنجار عذاب وجدان و ترس بود.
ملاقات او با خانم Oreille در دفتری در خیابان شانزه لیزه انجام می شد. از ابتدای این مکالمات، حضور یک سرهنگ نظامی ایرانی مقیم فرانسه کمی باعث نگرانی اش بود اما دیگر راهی برای بازگشت وجود نداشت.
ادامه در : http://tilesoft.ir/jv6
خواندن از سایت تیله سافت و ویرگول : https://virgool.io/@tilesoft/e9lninog9i5v