رنجها شبیه بادهاییاند که بیهشدار میوزند و درخت زندگیمان را تکان میدهند. گاهی آراماند و فقط ما را هوشیارتر میکنند، گاهی آنقدر شدید که ما را خم میکنند تا یاد بگیریم انعطاف یعنی چه، و گاهی بیرحماند، شاخهای از ما را میشکنند تا شاید جایی برای شکفتن شاخهای تازه باز شود. آنها میآیند، میمانند، میگذارند، و میروند، اما هیچوقت بیاثر نمیگذرند. چون هر رنج، دستیست که بیآنکه از ما اجازه بگیرد، چیزی را از وجودمان میتراشد تا لایهی پنهانتری از خودمان را ببینیم
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است