گاهی وقتها برای حفظ آرامش خودمان، برای نجات آنچه از خودمان باقی مانده، برای گم نشدن در میان نقابها، قضاوتها و دخالتها، تصمیم میگیریم که برویم؛ تصمیمی سخت اما گاهی تنها راه ممکن. وقتی کسانی میپرسند چرا دیگر نیستیم، چرا رابطهای نمانده، چرا رفتوآمدی نیست، پاسخش ساده است: چون شما واقعی نبودید. پشت لبخندهایتان نقاب بود، پشت حرفهایتان قضاوت، پشت رفتارهایتان بیحرمتی. هر نیش کلامتان، هر دخالت نابجایتان، هر نگاه سرد و قضاوتگر، روزی یک تکه از این رابطه را فرسود. ما آرام و بیصدا، هر بار قدمی عقب کشیدیم، هر بار امیدی را در دل خاموش کردیم، تا جایی که دیگر چیزی برای ماندن نماند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است