رنگینک مامان، گاریز بابا
نویسنده: مریم رحیمی سوروئی
خاطرهای از تابستانهای جنوب؛ از فصل خرماپزان و ماهی گاریز، از مطبخی گرم که بوی آرد تفتخورده و هل و دارچین در آن میپیچید و از حیاطی که بوی ماهی برشته و دریا را به خانه میآورد. «رنگینک مامان، گاریز بابا» روایتی است از پیوند غذا با خانواده و فقدان؛ از بوها و مزههایی که سالها بعد میتوانند ما را در یک لحظه به خانه و کنار کسانی برگردانند که دیگر حضور ندارند.
مدرسهی خاطرهنویسی در زمینهی آموزش نوشتن خاطره، مموآر و جستار شخصی روایی و نیز گردآوری و انتشار روایتهای واقعی زندگی فعالیت میکند. «بانک خاطرات ایرانی» یکی از پروژههای این مدرسه برای ثبت و حفظ بخشی از حافظهی فردی، خانوادگی و فرهنگی ایرانیان است؛ مجموعهای از روایتهای زندگی که در کنار تجربههای شخصی آدمها، ردّی از فرهنگ، زبان، آیینها، خوراکها، روابط و شیوههای زیستن در دورهها و جغرافیاهای مختلف ایران را نیز ثبت میکند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است