توضیحات
این قصه یکی از افسانههای قدیمی آلمانیه که برادران گریم اون رو جمعآوری کردن.ماجرای یه کفاش فقیر و زحمتکشه که یه روز متوجه میشه شبها، وقتی همه خوابن، مهمونهای کوچولویی به مغازهاش میان و براش کفش میدوزن!اما این قصه فقط درباره چند تا آدم کوچولوی جادویی نیست؛ درباره مهربونی، کمک کردن و قدردانی از کساییه که بیهیچ چشمداشتی برامون کاری انجام میدن.🌱 یه قصه ساده و دوستداشتنی که به بچهها نشون میده مهربونی میتونه از یه نفر شروع بشه و به دیگران برسه.