توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۱۵۱۸
من آن ماهم که اندر لامکانم
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. این مجموعه برای کسانی است که میخواهند غزلهای مولانا و غزلیات شمس را نه فقط به صورت معنی واژه به واژه، بلکه به عنوان راهی برای نزدیک شدن به حس و حال عشق، امید، شوق، معشوقشناسی، عاشقشناسی، و شناخت راه عشق تجربه کنند.
در این دلگفتهها، غزل شمس و شعر مولانا بیشتر از زاویه حس و حال قلبی خوانده میشود. هدف، شرح ادبی خشک یا بررسی صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی است برای شنیدن صدای عشق در غزل مولانا و لمس فضای معنوی دیوان شمس تبریزی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-1518
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=a9IfI8cF29I&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=59
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. من آن ماهم که اندر لامکانم
مجو بیرون مرا در عین جانم
۲. تو را هر کس به سوی خویش خواند
تو را من جز به سوی تو نخوانم
۳. مرا هم تو به هر رنگی که خوانی
اگر رنگین اگر ننگین ندانم
۴. گهی گویی خلاف و بیوفایی
بلی تا تو چنینی من چنانم
۵. به پیش کور هیچم من چنانم
به پیش گوش کر من بیزبانم
۶. گلابه چند ریزی بر سر چشم
فروشو چشم از گل من عیانم
۷. لباس و لقمهات گلهای رنگین
تو گل خواری نشایی میهمانم
۸. گل است این گل در او لطفی است بنگر
چو لطف عاریت را واستانم
۹. من آب آب و باغ باغم ای جان
هزاران ارغوان را ارغوانم
۱۰. سخن کشتی و معنی همچو دریا
درآ زوتر که تا کشتی برانم