• 4 روز پیش

  • 0

  • 02:59
توضیحات
بگو،بخند،بگو و بخند!بگیر،ببند،بگیر و ببند!پاشو،برو،کجا برم؟!جایی رو ندارمکه برم.کسی رو هم ندارمکه بگم:«من اومدم.»«من آمدم»از آن واژه‌های غریب ا‌ست؛به ارث پدری می‌ماند؛غریب برای اوکه سهمی ندارد.برای کسی هم که منتظرِ جواب نمی‌شود،«من آمدم»خودِ خانهٔ امن است.مثل سفرهٔ غذایی کهتا تو نیایی،پهن نمی‌شود.یادم نیستگفتم «من آمدم» یا نه؛فقط خاطرم هستدویدم تو،به اشتیاقِ آغوشو بوی آشنا.مثل انتظار مشتری دایمیاز کافه‌داربرای همان قهوهٔ همیشگی‌اش،و عاشقی منتظردر خانه‌ای محقر و کاه‌گلی،با سقفی از تیرهای چوبیو دیوارهای سفید گچی.برای پخت یک نان خوشمزه،مگر چیزی جز مقداریآرد وآب وکمی نمکلازم است؟او رفت،بی‌آن‌که منتظری داشته باشد؛با دلی پرو چشمانی تر.ترس؟!برای او که چیزی ندارد،تنها دارایی‌اشسهم ترسی‌ستکه ندارد.آری، رفت.چه شد،سؤالِ ما نیست.سؤالِ ما بیش از این‌هاست:«داشتنِ سهم کوچکی از زندگی!»

با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads